- هفته پیش مدرسه ها بعد از مدت ها باز شد. بحث مدرسه با وجود یک نفر که زنش معلم هست و یکی دیگه که 5 تا بچه داره مسلما توی دفتر داغ بود. چند روز پیش که باز بحث مدرسه بود «جرمی» – که زنش معلم ابتدایی است- می گفت که یک خانواده از مسلمان های سنتی بچه اشون را آوردند مدرسه و گفتند که طبق دین ما بچه ما نباید از وسایل تکنولوژیک استفاده کنه! من گفتم چی؟! گفت گفتند که هر چیزی که تکنولوژیک باشه دیگه. حتی موسیقی نباید باشه! بنده در این قسمت لال شدم. «لوسی» که سالها دوبی زندگی کرده و مسلمون زیاد دیده اومد کمک و گفت من هیچوقت همچین چیزی نشنیدم. به من گفت: ببین تو بگو من اشتباه می کنم؟! من تاحالا این را دیگه نشنیده بودم!! گفتم شبیه طالبان هست این عقیده! – تو دلم گفتم خو تو راس می گی ؟! – لوسی گفت: خوب طالبان که مذهبی نیست که یک گروه سیاسی هستند. گفتم : آره سیاسی هستند اما خوب از یک عقیده مذهبی ریشه گرفتند که یک برداشت عجیب از اسلام هست ، البته یک از عجیب ها. می شه گفت عجیب ترین – باز به خودم گفتم عجب چه بدند این طالبان!! -. جرمی ادامه داد که حتی دست هم نمی دن! من باز یک کم لال شدم بینم لوسی چی می گه. لوسی گفت: آره این هست بینشون که با زن ها دست نمی دن. معلم زن بوده؟ جرمی گفت آره. گفت خوب این هست. اما دست دادن بیشتر یک چیز فرهنگی هست تا مذهبی. خیلی چیز غربی هست. مثلا بعضی جاها فقط همدیگه را بغل می کنند. جرمی گفت من که گوگل کردم دیدم گفته که فکر می کنند که بقیه تمیز/پاک نیستند. من که با حرف لوسی شیر شده بودم دروغ بعدی را آغاز کردم گفتم: تو ایران هم هستد کسانی که دست نمی دن اما اولا خیلی سنتی هستد – تو دلم عجب!- بعدشم دلیلش اینه که با غیر همجنس دست نمیدن نه اینکه فکر کنند که بقیه کثیفند- اینجا بود که حالم از دروغگویی خودم به هم خورد- لوسی در تایید حرف من گفت آره فکر می کنند که هوس انگیزه و تحریک می شن. اما اون یکی را من هم نشنیدم…. پرسیدم کجایی بودند – تو دلم دعا می کردم بعد این همه ور زدن من نگه ایرانی! – گفت نمی دونم اما از اینا که می پوشند رو صورتشون چیه از اونا داشته خانومه. گفتم : برقع . لوسی گفت: برکا. گفتم حتما سر تا پا هم مشکی پوشیده بوده؟ گفت آره.
لوسی گفت اما این خیلی خودخواهیه که همه بچه ها نتونند از تکنولوژی استفاده کنند به خاطر یکی. خوب باید بچه اش را بگذاره مدرسه مخصوص مثل یهودی ها. پدر مادرهای دیگه اعتراض نکردند؟! . جرمی گفت: چرا. پرسیدم یعنی مدرسه نمی تونه نپذیره؟! گفتند نه. مدرسه دولتیه و نمی تونه نپذیره. چون مدرسه کمه و این حرفا!!
یعنی یک نفر می آد مدرسه با این عقیده و بچه اش را می گذاره که به این درس بدین اما تواین کلاس که بچه های دیگه هم هستند نمی تونین موسیقی پخش کنین یا از تکنولوژی استفاده کنین. اونا هم باید گوش کنن! مگر اینکه سایر والدین اعتراض کنند!
تبصره- یعنی بنده هر جای دنیا باشم به دلیل حفظ آبروتا حدی!، باید دروغ بگم…
